این پست حاوی ِ اسپویل +
اما در نهایت چه شد ؟ یوهان با تمام پیچیدگی هاش ، توی کتابخونه ای ، چیزی رو به یاد اورد که نباید میوورد ، که بعد شاهد کشتار ِ دسته جمعی ِ یک روستا شدیم :) و بله همش باز زیر سر یوهان بود...
اون منشا تمام این اتفاقات رو از اون روستا میدونست و نه البته همه مردمانش ! بلکه یکیش ! یعنی نویسنده ی کتاب .
این برداشت منه البته ... که انگار میخواست ارتباطش رو با تک تک آدم هایی که در گذشته به نحوی بهش مربوط میشدن قطع کنه ... خصوصا کسانی که زندگیش رو بقولی بازیچه گرفته بودن .
و خیلی جای انیمه اشاره به " خودکشی کامل " کرده بود . یعنی اینکه وقتی بمیری که کسی دیگه " نشناسه تورو " ، و اسمی ازت نمونه ... یکی از دلایلی که پرونده یوهان برای افسرها باز مونده بود همین بود ، چون اسمش ناشناخته بود یکجورهایی . هرکسی که اون رو دیده بود و میشناخت ، به قتل میرسید :)
اما فکر میکنم همه این ها از وقتی شدت بیشتری گرفت که " آنا " نبخشیدش ... یعنی کلا اول سریال با این سکانس ها شروع میشد که کسی که به سر ِ یوهان شلیک کرده بود خود ِ آنا بود ... اون هم بخاطر اینکه خود یوهان بطور مداوم خانواده هاشو به قتل میرسوند اما اون شب دیدن ِ کسی که خواهرشو ازش جدا کرده بود منجر به بیدار شدن هیولای درونش شد و بله ... باز هم قتل و در نهایت اسلحه ای که به آنا داد و گفت " به من شلیک کن "
فکر میکنم " یکی از " دلایلی که به این کارها دست میزد اون احساس به خودش بود ! حسی که با برخورد آنا بوجود اومده بود . " نبخشیدن خودش "
چرا میگم یکی ؟ چون یوهان خیلی پیچیده تر ازین صحبت هاست ... و دلایل متعددی پشت شکل گرفتن همچین شخصیتی هست!
توی قسمت های آخر شاهد این بودم که آنا بهش گفت " می بخشمت ... اگر فقط من و تو مونده باشیم ، من تو رو میبخشم "
و یوهانی که گفت " کار از کار گذشته ... چون که خیلی چیزها اتفاق افتاده که نمیشه به عقب برگردوند :) "
تلخ بود ... یوهانی که توی تموم دنیا ، فقط یک خواهر دو قلوش رو داشت ، حالا تنها تر از همیشه شده بود و جالبی ِ داستان همین بود که این دوقلو ها علی رغم اینکه خیلی باهم اشتراکات دارن ولی به لحاظ روحی و روانی اینقدری باهم فرق دارن که انگار مثل دو ساید متفاوت میمونن.
نمیتونم چیز دیگه ای من باب رابطه ی این دو نفر بگم جز این دیالوگ یوهان به خواهرش :
" من توئم ... و تو منی "
و این خودش خیلی چیزهای دیگه پشتش بود؛ اون هویت نداشتن ِ یوهان ، اسم نداشتن یوهان ، حتی حدس هایی درباره همدلیش میزنم که توی پارت بعد توضیحش میدم ...
-بررسی-پارت 5