472
به مناسبت روز جهانی درونگراها تست فانکشن دادم بعد از مدتها و تحویل chatgpt دادم. چندتا سوال اضافهتر ازم پرسید و نتیجهش؟
INFJ (با Fi و Ti رشدیافته)
یا به عبارتی: INFJ درونگراتر ، ارزشمحورتر ، خودآگاهتر و درونیتر از نسخهی معمولی.
به مناسبت روز جهانی درونگراها تست فانکشن دادم بعد از مدتها و تحویل chatgpt دادم. چندتا سوال اضافهتر ازم پرسید و نتیجهش؟
INFJ (با Fi و Ti رشدیافته)
یا به عبارتی: INFJ درونگراتر ، ارزشمحورتر ، خودآگاهتر و درونیتر از نسخهی معمولی.
آره Infj میتونه ساعت ها باهات حرف بزنه و وقت بگذرونه اما تو حتی متوجه نشی که چقدر زیاد ازت بدش میاد...
-تایید میکنم...
اگه فکر میکنی جواب کامل رو پیدا کردی، سوال هات رو عوض کن.
پائولو کوئلیو
-نگرش ما وکیل ها به جریان چیزی متفاوت تر از نگرش شما دادستان هاست..ما روی اینکه مجرمه یا نه تمرکز نمیکنیم. ما فقط دردمون اینه که ببینیم چطور میتونیم از موکلمون دفاع کنیم
+یعنی میخوای بگی حتی اگه بدونی اون شخص قاتله بازهم ازش دفاع میکنی ، درسته ؟
-اره.همه حق دفاع دارن.مگه اولین چیزی که توی دانشگاه یادمون میدن همین نیست ؟
~دیالوگ ( جیلین و ایلگاز )
.
من یکیم که هیچ جا نتونستم ریشه کنم، حتی توی خونواده خودم.به این سن و سال رسیدم اما وضعم رو ببین. من نمیتونم، نمیتونم به هیچ رابطه ای پایبند بمونم. نمیتونم به کسی دلبسته شم.
گل نیلوفر رو میشناسی؟ اونا هم ریشه ندارن. آب به هرجا ببردشون و به هرطرف جریان پیدا کنه همون طرف میرن . منم همینطورم.
-جیلین
.
واقعا میخوای شغلی که ازش متنفری و هرروز باهاش درگیری و هیچ وقت درکش نکردی رو انتخاب کنی؟ نمیشه ... بعضی وقت ها لازمه که حقیقت رو نبینی.بعضی وقت ها لازم میشه یه مجرم رو درک کنی و کنارش باشی. واقعا فکر میکنی که میتونی؟ فکر میکنی میتونی با خیال راحت سرت رو بذاری رو بالشت و بخوابی؟ تو حتی نمیتونی یه دروغ کوچیک بگی حتی یه دروغ کوچیک... وجدانت تورو از درون مثل خوره میخوره...
-جیلین.
.
کاش اونجور که فکر میکنی قهرمان و فداکار باشم. آره تو هم تو تصمیمی که گرفتم شریکی ولی منم شریکم.شاید اونطور که گفتی یه اشتباه باشه . شاید بزرگترین اشتباه زندگی منه شاید از بین برم و داغون شم، ولی چه اشتباه کنم چه نکنم، کنارم باش...
-ایلگاز
.
من عصبی میشم، تو نه. ایلگاز من نمیتونم شبیه تو بشم ولی تو هم شبیه من نشو. اینجوری بمون . نذار ترس از دست دادن، اخلاقت رو عوض کنه...
-جیلین
.
اگه میتونستم این حس که ( من از پس هرچیزی بر میام ) رو کنترل کنم، شاید میترسیدم.
مگه ترس هم حسی نیست که مارو زنده نگه میداره؟
جالب اینه که آدم چقدر میتونه تغییر کنه ؟ معماست...
-جیلین.
.
ادای این رو در میارم که از خودم محافظت میکنم. اون وقت کسی نمیفهمه که ترسیدم...
~جیلین
.
عصبانی نمیشی، سرزنش نمیکنی، قیافه نمیگیری،میدونی چقدر با ارزشه که بخاطر اشتباهت کسی سرزنشت نکنه؟ چون ما بچه هایی هستیم که تو بچگی وقتی زمین خوردیم، سرزنش شدیم که ( چرا دوییدی؟)
بدون اینکه بفهمی دوستت دارن یا نه ، همینطوری بزرگ میشی...
-جیلین

از چشم تمام کسانی که "قضاوت " میکنند یک جلاد نگاه میکند
-نیچه
-من اینجوری کار میکنم، هرکی تو قضیه باشه خودم رو میزارم جاش،در راهی که رفته راه میرم، درک و حس میکنم، حقیقت فقط اینجوری رو میشه...
~ایلگاز.
من بر اساس حرف های دیگران نه، بر اساس حقیقت های خودم زندگیم رو شکل دادم.
-ایلگاز
برمیگردم ... چون دیدم تو راهروهای دادگستری کسایی هستن که احساساتشون رو قاطی کارشون میکنن، نباید زیاد به حال خودشون رهاشون کنیم...
-ایلگاز
وقتی همه یه نفر رو دوست داشته باشن یعنی یه دروغی این وسطه. یه آدم واقعی به اندازه ی دوستهاش دشمن هم داره.
-ایلگاز
پنهون کاری ... تو دلم رو زخمی کرد.بنظرم هنوز هم زخمی هست که خونریزی میکنه.نبخشیدم . از بچگی از پنهون کاری خوشم نمیاد . خیلی عصبی میشدم.بخاطر اینکه نمیفهمم ناراحت نشم ، دلیلش هرچی باشه یه چیزی رو مخفی میکردن.
حس میکنم نادیده گرفته شدم.انگار آدم محسوب نمیشم ارزشی ندارم. نابود میشم. میگم کجا اشتباه کردم؟ چه کم و کاستی داشتم؟ از دست خودم عصبانی میشم.
میخوای اسمش رو بزار محافظت از خود. ولی هرکی باعث این شده باشه از زندگیم حذف میکنم.
-ایلگاز
وقتی آدم عدالت خواهیش رو از دست میده ، تعادل اش هم بهم میخوره ...
-ایلگاز
خیلی سخته آدم بین دیوارهای خودش گیر کنه. اینکه فقط با خودش رو به رو شه و به بن بست خودش بخوره، خیلی سخته . ارتباط با بقیه آسون تره. وقتی قانون های خودت و چیزایی که وجودت رو با اونا ساختی بزرگترین مانعت میشن، نمیتونی ازشون رد شی...
-ایلگاز
اگه از داخل درد عبور نکنی نمیتونی ازش رد شی...
~ایلگاز
"یک مجرمی که ازش مدرکی نداریم و با یه مدرک ساختگی راحت میتونست زندان بندازه ولی ننداخت.
جلوی جیلین وایستاد و علی رغم همه اذیت هایی که اون مجرم کرد، گفت : حقش نیست راهش نیست .
درسته ایلگاز ... درست نیست که آدم(حتی مجرم ها) رو با جرمی مجازات کرد که متعلق به خودش نیست....! :)"

من از مردم متنفر نیستم ( در این لحظه ) ،
من فقط سکوت رو ترجیح میدم.
هرجا NF شنیدید یا Neffex یاد من بیوفتید .
پ.ن : اینکه آهنگ های موردعلاقم رو به دوست هام معرفی میکنم و میبینم خوششون میاد یا میره تو پلی لیستشون ، خوشحالم میکنه^^
Dear God, please, hear me out
I know it's been a couple years
Since I've reached out and said hello
I bet You're wondering
Why I keep
Obsessing on and stressing all the little things
When I should be
Living life and soaking up the memories
I know I've been selfish, I have
No excuse to give you, it's true
Hanging by a thread's how I live
I don't know why, but I feel more comfortable
Living in my agony, watching my self-esteem
Go up in flames, acting like I don't
Care what anyone else thinks, when I know truthfully
That that's the furthest thing from how I
Feel, but I'm too proud to open up and ask ya
To pick me up and pull me out this hole I'm trapped in
The truth is, I need help, but I just can't imagine who
Who I'd be if I was happy
Yeah, been this way so long
It feels like something's off when I'm not depressed
I got some issues that I won't address
I got some baggage I ain't opened yet
I got some demons I should put to rest
I got some traumas that I can't forget
I got some phone calls I been avoiding
Some family members I don't really connect with
Some things I said I wish I would of not let slip
Some hurtful words that never should of left my lips
Some bridges burned, I'm not ready to rebuild yet
Some insecurities I haven't dealt with, yes
I'll be the first to admit that I'm a lonely soul
And the last to admit I need a hand to hold
Losing hope, headed down a dangerous road
Strange, I know, but I feel most at home when I'm
Living in my agony, watching my self-esteem
Go up in flames acting, like I don't
Care what anyone else thinks, when I know truthfully
That that's the furthest thing from how I
Feel, but I'm too proud to open up and ask ya
To pick me up and pull me out this hole I'm trapped in
The truth is, I need help, but I just can't imagine who
Who I'd be if I was happy
Don't know what's around the bend
Don't know what my future is
But I can't keep on living in
Living in my agony, watching my self-esteem
Go up in flames acting, like I don't
Care what anyone else thinks, when I know truthfully
That that's the furthest thing from how I
Feel, but I'm too proud to open up and ask ya
To pick me up and pull me out this hole I'm trapped in
The truth is, I need help, but I just can't imagine who
Who I'd be if I was happy
If I was happy
If I was happy


Oh, simple thing, where have you gone?
I'm gettin' old, and I need something to rely on
So, tell me when you're gonna let me in
I'm gettin' tired, and I need somewhere to begin...
#mood
somewhere only we know
نقطه ضعف یک infj ؟ با خودش مهربون نیست .
(آفرین درسته!)
:: یک infj از اون دسته ادماس که عصبانیتش رو به طور مستقیم نشون نمیده ولی از حرکات و رفتارش میتونی خیلی راحت متوجه عصبانیتش بشی مثلا infj اینجوریه که به جای داد زدن میره اتاقش رو تمیز میکنه یا پرخوری عصبیش خودش رو نشون میده یا اصلا ممکنه اکانتش رو دلیت بزنه.
(آفرین این یکی هم خیلی درست تره!)
من خیلی آدم ساکتی بنظر میام غالبا ، و زیاد هم خوشحال نیستم . شاید هم اینطوری برداشت کنید که هیچ حسی ندارم و حتی دعوتم کنید بریم شهربازی و تموم طول بازی ها دنبال ری اکت از من باشید . معمولا هم هیچی برای گفتن ندارم اما موقع ِ حرف از انیمه های مورد علاقه ام یا سکانس هایی که دوسشون دارم منو دیدین؟
پ.ن : دیروز یکی وسط تحلیل انیمه ای که میکردم بهم گفت که کلا infj ها یک شخصیت نیستن ، چند شخصیت متفاوت همزمانن.
حالا این منظورش لزوما همه این تایپی ها نیست. درباره من صحبت میکرد بخوام واضح بگم...
• یه INFJ چقدر میتونه ترسناک باشه؟
زمانی که فانکشن درونگرای این تایپ بهش غالب میشه و به بالاترین حد ممکن خودش میرسه، میتونه نسبت به وحشتناکترین مسائل اطرافش بیتفاوت عمل کنه و با چشمهای بیحسش به جهنمی که در اطرافش به وجود اومده خیره بشه و خب؛ به نظر میرسه این مسئله با توجه به اینکه توی درونیترین قسمت از ذهن و وجودش گیر کرده عادی باشه. این واقعیت که اونها Fe دارن، به این معنی نیست که نمیتونن خشن، بیرحم و سرد برخورد کنن و شما باید این وجههی INFJ رو ببینید تا به این موضوع ایمان بیارید. با توجه به اینکه فانکشن Fe بعد از Ni در ردیف دومه، به احتمال زیاد INFJ ها درگیر استفاده از Ni باشن و این باعث میشه که یه صورت بیحالت و پوکر داشته باشن.
این حقه :) بشدت حقه.
هرچند برا من بعد از شهودی درونگرا، فانکشن شهودی برونگرا نمره اش بیشتره ...
• نقطهی قوت و ضعف INFJ
پرشور، احساساتی و بااشتیاق هستن؛ و واقعا همه وجودشون رو برای شما میذارن. متفکرهای عمیقی هستن و میتونن ارتباط محکمی با دیگران بسازن. ولی اونا میتونن زیادی به موضوعی فکر کنن و از کاه، کوه بسازن و بردهی درک و فکر خودشون باشن.
همچنین اونها یک تعادل عجیب و غریب بین احساساتی بودن و نبودن خودشون ایجاد میکنن؛ جوری که نتیجهاش باعث میشه حس کنن کسی اونها رو نمیفهمه .
قابل توجه کسایی که مدعی ِ " منطقی بودن " و " درونگرایی " هستن .

این مدت هرکی منو میدید میگفت برو ونزدی ببین .شبیهشی و فلان. خیلیا که نگاهمو میدیدن ( نگاه عادیم ) میگفتن مثل ونزدی هستی . یکی از دوستان هم لطف میکردن به بنده و با فرستادن عکس های ونزدی و اون دوستش که رنگی و گوگولیه اشاره میکرد که ونزدی تویی و این گوگولیه منم :) ، در نهایت من ترغیب شدم برم یه قسمت رو ببینم ولی حقیقتا خیلی خوشم نیومد از جو سریالش :) خیلی تینیجری طور بود و برا منی که هانیبال و بریکینگ بد برام بهترینن این مثل یه شوخی بی مزه بود ! ولی کرکتر ونزدی بشدت خوب بود! اینقدری که یکی از اعضای خانواده هم تایید کردن و گفتن مثل ونزدی هستم :/ ... و تا رد میشم میگه : با اون نگاهای ونزدی ایت :/ اما خب ؛ خوبیش اینه حداقل من خودمم و اینطوری میگن بهم... خیلیا رو دیدم سعی میکردن اداشو در بیارن :) یعنی حتی دنبال ترفند اینن که مثل اون نگاه کنن :/ اما در هر صورت این تصویر رو بهتر بود پست کنم : ( پس بهتره با من وارد بازی نشین :) )

وقتی INFJ باشی مثل یه کتاب بسته هستی، بقیه فکر میکنن میتونن ازت سردر بیارن اما تورو خوب نمیشناسن چون خودتو جلوی هرکس متفاوت نشون میدی.
درست همونجا که فکر میکنی منو داری خورد میکنی و من وابسته ی توئم ، تورو خط میزنم رفیق ...
⏱تایپ #INFJ چطور با زمان ارتباط برقرار میکنه؟
• اونا نیاز دارن زمان زیادی رو تو تنهایی سپری کنن اما تمایلشون برای کمک به دیگران این اجازه رو بهشون نمیده.
• اونا وقت زیادی رو صرف فکر کردن به آینده میکنن.
• اونا دوست دارن شرایطی که منجر به تنش(شنیدن گوشه و کنایه) و دعوا میشه رو به تعویق بندازن.
• اونا دوست دارن از وقتشون به صورت سازمان یافته استفاده کنن و برنامه ریزی داشته باشن.
خلاصه هر وقت میای توهین میکنی بهم تحقیرم میکنی و دربارم نظر میدی بدون که من فقط بهت میخندم چون... بووو تو یه احمقی! و من حوصله ی صرف کردن وقت و اعصابم رو با احمق ها ندارم :)))
اعترافِ یک INTJ :
من یه احمقم. قسمتی از من عاشق این ایدهست که با یه نفر اونقدر راحت باشم که بتونم یه رابطه خالص و عاشقانه رو پیش ببرم و حفظ کنم اما در عین حال، نمیخوام نسبت به کسی احساس وابستگی و نیاز بکنم.
حتی گاهی اوقات که متوجه صمیمیت زیاد بین خودم و دوستام میشم، برای یک زمان کوتاه صحبت کردن باهاشون رو متوقف میکنم.
#INTJ
حق!
#INFJ :
شخصی که به طور مداوم دنبال پیدا کردن تعادل بین خیلی سرد رفتار نکردنه چون ناگهان "محتاط" میشه و خیلی هم احساساتی نشدنه چون ناگهان "ابرازگر" میشه.
حق بود 🌝🤌
یه میم دیدم ؛ یه evil infj نشون داده بود که ترسناک بود و the devil هم قایم شده بود و ترسیده بود .
یکی زیرش کامنت داده بود :
Thats why they are ex frnds
اینه که بده !
هیچی دیگه اینم درست بود :) البته ربطی به تایپ نداره... هرکی میتونه اینجور باشه.

ولی این اینقدر حق بود که نشد ازش بگذرم :

و همینطور این INTJ ئه :

INFJ ها، درونگراهایی هستند که دوست دارند به دیگران کمک کنند، و Feeler هایی هستند که به دنبال منطق و اصول می روند و از تفکر و تحلیل و بررسی ایده های پیچیده لذت می برند.
و همین ماجرا می تواند دلیل سردرگمی دیگران و حتی خودشان شود.
+ خیلی درست بود این یکی... حتی اینم بگم با اینکه 95 درصد ادمای اطرافم xxtx هستن ، یا بقولی درصد منطقشون بالاتره ، ولی اعتراف کردن که من منطقی تر فکر میکنم :)
+ اینم بگم برخلاف xxtx هایی که حداقل من دیدم ، من سعی میکنم مسائل رو هم احساسی هم منطقی حل کنم :) نه اینکه منطقی تصمیم بگیرم و بعد احساسمو مجبور کنم که باهاش همراه بشه! برای همین وقتی نتونم بینشون صلح برقرار کنم تصمیم نمیگیرم. حالا بزارین فکر نکنم چقدر تصمیم های نگرفته دارم یا تصمیماتی که به تعویق انداختم :)))) سر همین چند نفر فکر میکنن من مشکل تصمیم گیری دارم یا اعتماد بنفس ِ تصمیم گرفتن رو ندارم..! XD
INFJها : آنها افرادی آرام و حساس هستند که جمع اضدادند و حتی ممکن است برای کسانی که سالهاست آنها را میشناسند شبیه چندین فرد مختلف به نظر برسند. اما یکپارچگی درونی برای INFJها بسیار مهم و حیاتی است، آنها بهآرامی، روشمند، باشوروشوق زیاد و بهشکلی خلاقانه خودشان را ابراز میکنند و بین ایدهها و آدمها در ذهنشان پیوند برقرار میکنند.
+یاد وقتایی میوفتم که بهم میگن مثل ِ چند شخصیتی ها هستی:) دوگانه بودن شخصیتت واضحه !:)
سوالی که هرروز از خودم میپرسم :
انیمه : engage kiss :|


یادم نمیاد لینک تست رو ... اتفاقی این نتیجه رو پیدا کردم :)
پ.ن : زیاد ازین تستای محبوب نبود..