463

انیمه ایتی سیکس ازون انیمه ها بود که وقتی آنگویینگ بود دیدمش . و ازون انیمه هاست که با بالاترین کیفیت باید ببینی و لذت ببری!

الحق استودیوی a-1 picture انیمه های خوبی میسازه .

از کرکتر های مو آبی اغلب خوشم میاد بدون تعارف، لنا هم یکی ازین کرکترها بود . هرچند یه احساسی بهم میگه که زاله کلا . ینی گاهی رنگ موی تو مانگا و انیمه متفاوته .

در کل خیلی برام دوست داشتنی بود . منو خیلی زیاد یاد خودم مینداخت . اون حق طلبی ، عدالت طلبیش، و تلاش کردنش برای صلح و آزادی و درک مردم .

داستان ازین قراره که یه جمهوری ( واقعا اسمهای سختی دارن، پس بیخیال یسری اسما )، میاد یه ارتشی تشکیل میده از مردمی که از نژاد متفاوتی از خودشونن! خودشون با موهای آبی و ظاهر خاصی شناخته میشند و افراد دیگر نژاد ها هم همون ادمهای عادی اند . اینا با یه وسیله ها( که خیلی جذابن!) میجنگن که بشون میگن در نهایت ایتی سیکس.

برام چیزی جذاب تر از جنگ بین ربات ها و خط داستان نبود .

انیمه دور و بر عدالت خواهی سرگرد لنا میچرخه . که میگه این ها هم مردم عادی ان و این وسط یکسری حقایق رو میشه و اتفاقاتی میوفته .

شین رو دوستدارم یا همون آندرتیکر . معروف به شینیگامی.

اون کارها و حتی واکنش نشون دادن های لنا خیلی خیلی برام جالب بود.کرکتری بود که واقعا برام جای تحسین داشت. دوست داشتنی شیرین جذاب تلاشگر خجالتی و از خود گذشته در عین حال جدی توی کارش!

اینقدری که وقتی با اون همه مهربونیش وقتی پای جون زیردست هاش در میون اومد کاری کرد که دوستش بهش گفت ( آکوما * به معنای شیطان *)

خلاصه اینکه نه تنها کرکتر جدید به لیستم اضافه شد بلکه کراش جدید هم اضافه شد هرچند امیدوارم کراشمو نزنن بکشن:/ اخر فصل یکم برام گنگ بود.

نوشته شده در دوشنبه 8 شهریور 1400

462

فروتس بسکت :

این انیمه ازون انیمه هاست که باید اول هرچی تفکر درباره دختر و پسر دارید دور بریزید بعد ببینید!:)

تو بقیه انیمه ها کم پیش میومد که یه پسر رو با دختر اشتباه بگیرم این بار همه رو برعکس میگیرم!:/

اینطوریه که میگی این حتما دختره موهاش بلنده و لباس هم دخترونس، اخر پسر از آب در میاد! حالا زیاد این چیزا مهم نیستا ولی خب دوسدارم بدونم کرکتره پسره یا دختر.

ولی انیمه ی بشدت مفهومیه! برای همین تعجب نمیکنم یه مدت اومده باشه صدر جدول مای انیمه لیست.

یه چیز عجیبیه که به درد زندگی میخوره اصلا!

پره پسر هم هست!:/ با هر نوع شخصیتی! همین جذابتر کرده انیمه رو ، که هر جور تیپ شخصیتی رو میبینی! این طرز شخصیت پردازی خیلی جالب انگیزه واقعا واسم . دختراشم و کلا کرکتراش متنوعن!

چیزی که رو مخمه دخترس. هوندا تورو . خیلی زیاد از حد لوس و برونگراست تو انیمه!:/// اعصابمو خورد میکنه .

از یه دختری خوشم اومد بود ولی . هاناجیما ساکی . دختری با موهای مشکی . که با امواج کار میکنه:) همه هم تقریبا ازش میترسن. خیلی ارومه . و بی حسه چشاش . برام جذابیت داره . وقتیم تو انیمه اتاقشو نشون داده بود ، اتاقش دارک پرپل بود و لوازمات و لباساش همه تیره! یه داداش کوچیک هم داره که ....

داداشه کوچیکه ها ولی خیلی کراشه لعنتی:)))) . دوسش دارم باحاله . کراش نزدم روشا ولی باحاله:) ازوناست که بچه ی عادی ای نیست و ارومه و مشکی میپوشه همش.

دیالوگ های خوبی داره این انیمه . ازوناست که هی باید بک بزنی تا از نو بگه و بفهمیش . برخلاف داستان تخیلی که داره ، خیلی انیمه سنگینیه! مدت ها بود همچین انیمه ای با این حجم از سنگینی ندیده بودم که دیدم!

داستانش درباره حیوانات زودیاکه . که ارواح زودیاکی خونواده ی خاصیو تسخیر کردن . قسمت جذاب شاید براتون این باشه که اون ادمارو که بغل میکنن تبدیل به حیوانات زودیاکی میشن! این قسمت واقعا برا من جذابیت نداشت:/! ولی خب گفتم که خلاصه اشو گفته باشم! حالا اینا جریاناتی دارن من باب نفرین و روابطشون و ....

درام نرمی داره ، کمدی هم هست . یجورایی منو یاد همخونی درام و کمدی بودنه دروغ تو توی اوریل میندازه. یجوری درامش تحت تاثیرت قرار میده که نمیفهمی ، چون کمدی هم هست.

اره خلاصه انیمه جالبیه.

نوشته شده در شنبه 6 شهریور 1400

461

Beyond the Boundary

"همونطور که در شب روشنایی وجود دارد ، در روز تاریکی وجود دارد ، تاریکی همیشه در جهان وجود خواهد داشت ، در عین حال جهان هیچ گاه در تاریکی فرو نخواهد رفت. "

این انیمه ازون انیمه های به یاد موندنی بود برام . همه چیز به طور عجیبی غیرقابل پیش بینی بود واسم . یه انیمه ی کمدی و فانتزی که هرچی جلوتر میری درامش زیادتر میشه و وقتی فکر میکنی تو این قسمت همه چیو فهمیدی ، قسمت بعد با یه حقیقت دیگه روبروت میکنه .

برام جذابیت هایی زیادی داشت . همخونی کرکترها و باهم بودنشون . بفکر هم بودنشون و عقب کشیدن های دختر موکوتاه ِ جذابمون ...

" بخاطر اینکه ... بخاطر اینکه تو اینجا هستی من یه دلیل دارم واسه زندگی . "

یا اون تیکه آخر که پسره داد میزنه و فقط کم مونده بود بگه : بیخود کردی که سرخود تصمیم گرفتی. من بدون تو چجور زندگی کنم ؟

از صدتا دوستت دارم هم زیباتر بود... فریاد زدن هاش و تنها نزاشتن میرای ، پا به پاش جلو اومدن ...

" یکجا ، در اخر همه چیز ، من فهمیده بودم که نمیتونم با بقیه ارتباط برقرار کنم ، اینکه چاره ای جز تنهایی ندارم ، اما یه دلیل جدید برای ماندن پیدا کرده بودم. اینجا همه تنها هستند سنپای ... همه تنها هستند سنپای. "

آخر انیمه واسم گُنگ بود ولی . با اینحال انیمه ی خیلی کیوتی بود :) ازونا که نمیخواستم تموم بشه .

یه دختر مو مشکی هم داشت که مود بود :) و یه برادر ... ازین برادره نگم بهتره -_- ... لامصب خندم میگرفت از کاراش ... جذاب بود و در عینحال خیلی بی شعور XD

+ خیلی خوشحال شدم که باهات اشنا شدم سنپای

- چی... ؟

+ممنون واسه همه چی سنپای ...

- نه نمیتونه واقعیت داشته باشه . کوریاما سان ...

دلم نمیخواست فریاد هاشو بشنوم...
نوشته شده در 25 شهریور 1400

448

اخیرا انیمه ReZero رو کامل دیدم ( به جز سینمایی هاش )، پلوتو رو دراپ کردم ( نه اینکه بد بوده باشه! فقط احساس خستگی کردم ) ، جوجوتسو رو هم آنگوینگ دنبال میکنم. انیمه ی دیگه ای هم ساخته میشه که مانگاش توی چشمم خیلی بهتره ! اما نمیدونم چرا همچنان انیمه اش رو آنگو میبینم. خلاصه اینکه فعلا یه مدت همه چیزو دراپ میکنم و آنگو میبینم تا ببینم چی میشه.

البته که قسمت آخر ِ اتک رو دیدم. گریه هامم کردم. اگر فکر میکنید ازون دست آدمهام که با پایان اتک ، موافق نیست باید بگم اشتباه میکنید. حتی بنظرم باید با غلظت بیشتری پیش میرفتند. به هرحال دنیای انیمه است!

ارن رو همچنان میپسندم ، هم کارهاش هم انگیزه هاش و هم شخصیتش! شخصیت بشدت خالص و زیبایی داره . کمتر کرکتری اینطوری دیده میشه. البته اخیرا زیک رو هم درک کردم و پسندیدم( طرز تفکرش جالب بود ). اما خب ارن یکم به واقعیت نزدیک تر بود.

به جز اینا یک سریال آنگوینگ هم دنبال میکنم که هفته ای یک قسمت میاد، توی پست های قبلی ازش گفتم. امیدوارم فصل آخرش باشه چون واقعا به من نمیاد بیشتر از اینا پای سریال های 2 ساعته بشینم :)).

خدایاشکرت.

این روزها با مقاومت بسیار ، انیمه ری زیرو میبینم و پناه میبرم به خدا از شرِ لایت ناول نویس( نویسنده ) های روانی.

همچنان انیمه برا بچه هاست دوستان.

خداروشکر میکنم که مانگاکاها یکی ازون یکی روانی‌ترن.

_شیبویای جوجوتسو چرا اینقدر خونین شد؟

یعنی که چی این کارا.

من مووی جوجوتسو رو ندیده بودم، مستقیم رفتم فصل ۲، با دیدن گذشته گتو سرش کراش زدم، یک روز، فقط یک روز از کراش زدنم روش نگذشته بود که یه خدا بیخبر اسپویلم کرد که گتو مُرده!

آقا یعنی چی ، نه که با اسپویل مشکل داشته باشم، حداقل میزاشتید یک هفته از کراش زدنم بگذره. ای بابا.

ول کنید... ول کنید...

یکی نتفلیکس رو از ساخت لایو اکشن ها و انیمه ها بکشه بیرون . بره همون سریال های چرت تینیجریش رو بسازه .

چرا ول نمیکنه حیوون.

413

بشر علیه بشر ...

نگاه های غمگین ِ میکاسا ...

نگاه های غربت زده و پر از درد ِ آرمین که میگه " پس دنیا از دید ِ تو اینطوری بود ؟ " ...

یخ بودن ، سرد بودن ِ ارن ...

تعلل جان توی کشتن ِ آدم ها :) ...

مصمم بودن ِ دختر ِ قوی و شجاعمون ساشا ...

درد داره ... همه چیه این قسمت درد داشت ...

آخه لعنتیا شما الدیایی ها الان باهمین ... بخاطر ِ کی با هم نوعتون می جنگین ؟

وای از تو آرمین ...

دیدی پشت ِ دیوار ها و اقیانوس ها هیچ چیز جز هم نوع ِ دُشمن نبود ؟!

بعد از ناروتو ، دومین کرکتریه که دوست دارم محکم بغلش کنم بگم ناراحتیت برای ِ من پسر ِ خوش ذوق و کنجکاو ِ داستان ... که رویاهات تلخ شد!

سه شنبه ۱۳۹۹/۱۱/۰۷

412

نمیدونم چرا ازین عکسها خوشم اومد... تازگیا از اروین هم خوشم اومده . نه بخاطر جذابیتش . بخاطر اینکه فرمانده ی خوبی بود ... و به یه ورمه هیت بدن . اروین از اوله اول هم به سربازا میگفت که ممکنه بمیرین . تو این راه هیچی جز از دست دادن نیست . هرکی میخواد بمونه هرکیم نمیخواد بره . و وقتیم موقع جنگ بود هیچ وقت از کارش و تصمیماتش عقب نکشید ... و همچنان روحیه سربازا رو بالا نگه داشت .

دیروز قسمت 12 فصل 2 اتک رو دوباره دیدم و فلش بک زدم به قسمت یازده ، وقتی که اروین یه دستشو از دست داد و طعمه شده بود ، وقتی سربازا با ترس به فرماندشون نگاه میکردن که گیر یه غول افتاده ، اون فریاد بلندی زد " به جلو نگاه کنین . بریـن "

خیلی این صحنه ها تکونم میده . اروین تا آخر لحظه ای که بود پا به پای سربازا جنگید و مرد . اینکه هیت میدن ، درک نمیکنم ینی الان خودش به خوبی و خوشی زندست ؟؟؟

خیلی دلم میخواست یه فرمانده ای مثل اروین داشته باشم. اروین روی جسد های زیادی ایستاده ... ولی همه اینا خواست ِ ادمای از دست رفته ها بود ...

انیمه زیاد روی دردهایی که اروین کشید تمرکز نکرد ... ولی همون قسمت هاییم که میگفت نمیخواد این همه کشتار بی نتیجه بمونه بدجور تو ذهنم موند... این یعنی حس ِ مسئولیت ... مجبور بود به عنوان یه فرمانده قوی باشه ... حتی آخرین لحظه هم نزاشت لیوای احیاش کنه :)... آرمین رو بجاش احیا کردن که از سر تا پا سوخته بود ... و آرمین هنوز که هنوزه فکر میکنه اروین باید میبود ... هانجی که هانجیه و باهوش و محققه فکر میکنه مسئولیت سنگینیه که جای اروینو گرفته ... این یعنی ... آدم باید قوی باشه ... نه هوش نه مغز متفکر نه تحقیقات از یه آدم رهبر نمیسازه ... قوی بودنه که رهبر میسازه :)

من یه اروین و هانجی و لیوای تو زندگیم کم دارم ... بدجورم کم دارم ... این همه مینویسم که بتونم نفوذ کنم ... این همه تحلیل میکنم تا بتونم نفوذ کنم ... و بتونم حداقل اون ها رو درونم اگر پیدا کردم دستشونو ول نکنم ... :))

اروین ... برای دونستن حقیقت اشتیاق داشت ... هدفش همین بود ...

جنگیدن برای هدفو دیگه باید از کی ببینیم که حرکت کنیم ؟؟!!

پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۴

ریواچ و ریواچ و ریواچ

یه سری انیمه ها رو میزارم بعد از دیدن انیمه های سنگین و درامی مثل اتک ببینم ، ولی اینقدر به لحاظ احساساتی ، فکری و روانی ، پُر میشم که انگار تُهی میشم. تشنه تر میشم. تشنه ی یچیزی به خوبی ِ چیزهایی که دیدم ولی پیدا نمیشه و این اعصابم رو خورد میکنه.

و همیشه دیدن انیمه های طولانی حس ِ دلتنگی بهم میدن. خصوصا اگر از بچگی با اون کرکتر همراه شده باشم. بعد از ناروتو ، ارن یئگر دومین کرکتریه که اینقدر باعث میشه شدید تجربه کنم.

بعضی از انیمه هارو چندبار میبینم ، چون احساساتی رو باهاشون تجربه میکنم که تا حالا تجربه نکردم و با هیچ انیمه ی دیگه ای هم تجربه نکردم. یجور حس ِ تعلق ! حس ِ خونه بودن ...

-نمیدونم کی میخوان دست از چرت و پرت ساختن بردارن.یه جوجوتسو خوب بود این فصل ، که تاخیر خورده.

داریم.

ما تو اتک آدم بده نداریم؟ هرکی داستان خودشو داره ؟

آره اینو قبول داشتم تا قبل ازینکه ریواچ کنم و شاهد لذت بردن مارلی باشم از کاری که داشت با اونها میکرد !

آدم بده داریم خوبم داریم...

-اونی که دختربچه رو میده سگ بخوره ، خوبه ؟ چه داستانی داره که باعث میشه قضاوتش نکنم ؟ یا اونی که راست راست تو چشم هاشون نگاه کرد و گفت صلح و... کافی نیست یچیزی کم هست ! و لذت میبرد از غول کردن الدیایی ها ؟! حتی مجبور شدن از دینا بگذرن! که پسفردا دست بیشرف های مارلی نیوفته ! آدم بده نداریم؟ آره حتما ... -

408

اصلا کسی متوجه شد ارن وقتی فهمید اون سمت ِ دریا چه آدم های بی رحمی هستند ، جرئت نکرد بگه اون سمت ِ دیوار ما آزادیم؟!

کسی فهمید چطوری این همه درد رو تو فریادهاش جا داد ؟!

Eren !

شمام دیدید که ارن روز به روز لبخندش محو تر شد؟ دیدید که وقتی جهنم ِ داخل و بیرون دیوار رو دید به چه روزی افتاد ؟ شمام دیدید که از همه فاصله گرفت ؟ دیدید که نمیخواست کسی از دوستاش قربانی بشه ؟ دیدید که نمیخواست از رویای آزادیش دست بکشه ؟ دیدید که چطور تونست راینر رو درک کنه ؟ دیدید برق توی چشم هاش از بین رفت ؟ دیدید که میخواست دوست هاش طولانی عمر کنند ؟ دیدید یا نه؟

( شاید ارن یچیزهایی رو برنامه ریزی کرده باشه از قبل ... ولی رفتارهای مارلی رو که ارن برنامه ریزی نکرده بود ! پست فطرتی های اونارو که ارن برنامه ریزی نکرده بود ! ... )

Erwin & Eren

اروین : " چی جلوت میبینی ؟ فکر میکنی دشمن کیه ؟ "

ارن وقتی بچه بود : " تک تک غول ها رو میکشم... "

ارن چندسال بعد : " دشمن ما دقیقا کیه ؟ ما ... ما داریم با کیا میجنگیم؟ "

قشنگ انیمه سیرتکاملی شخصیت ارن رو نشون میده. هرچقدرم بگن ارن از قبل خودش این هارو برنامه ریزی کرده باشه. این اتفاقات... اجتناب ناپذیره...

و میخواستم که اون دنیا پاک بشه...

"دنیای اون سمت ِ دیوارها ، اصلا شبیه دنیایی که توی کتاب های آرمین بود " نبود "...

وقتی فهمیدم انسانیت(بشر) اون سمت ِ دیوارها وجود داره ،

من ... من خیلی ناامید شدم... "

-ارن یئگر

ملکه 👌

از هیستوریا هم خوشم نیومده بود که اومد .

یه ده دور دیگه اتک ریواچ کنم از دیوارای خونه ارن هم خوشم میاد نگران نباشید 😂

-اینقدری که لیوای قلب من رو به درد میاره هیچ کس به درد نیوورده-

ویس اکترا : ما داریم زحمت میکشیم. مشکلی داری؟ مشکلی داری؟

میدونم انگلیسی بعضیا خیلی خوبه ،

ولی انیمه رو دوبله انگلیسی نبینید ، نبینید ، نبینید !

و بعضیای دیگه دوبله فارسی نبینید ، نبینید ، نبینید !

نکنید ازین کارا . ویس اکترا رو واسه چی گذاشتن پس؟ نصف هیجان به صداهای اصلیشونه!

پ.ن : لعنتیا یه بار برید ویس اکترای ارن و لیوای و اروین رو ببینید :))

AOT_

یه نکته دیگه‌ای که هم هست،

فرمانده فقط اروین. بقیه‌اشون واقعا بدرد نمیخورن.

لیوای که فقط جذبه داره، و قدرت. به گردپای اروین نمیرسه.

واقعا تنها کرکتری که شاید مرگش منو متاثر کرده باشه اروینه و تمام!

اصلا بشینیم فصل اول و دوم رو یجا ببینیم کاملا مشخصه. تمام آرایش‌های جنگی، نقشه هایی که میدادن سربازها باید حفظ میکردن، تک تک یک دستی زدن ها به دشمن، همه‌اش زیر سر اروین بود! یه فرمانده تمام عیار !( باید دست بوس ویس اکتراشم باشیم وحشتناک لرزه میندازه به تن آدم! یکی ایشون یکی ارن، فریادهاشون موقع جنگ که نمیزارن سرباز‌ها کم بیارن. خداست خدا)

من خودم ازون‌هام که دلم میخواست اروین زنده بمونه نه آرمین:)

کلا با آرمین زیاد حال نکردم تو فصل ۴، خیلی احمقانه فکر میکنه. میبینه دنیا میخواد نابودشون کنه ولی همچنان میگه حرف بزنیم مذاکره کنیم! و اصلا به درد فرمانده بودن نمیخوره. فقط فکرش خوب کار میکنه واسه استراتژی.

هرجور فکر میکنم اگر اروین زنده میبود ، بهتر میشد. یعنی اروین یکم غیرمعقول‌تر از بقیه‌اس و نامردی بود که با دونستن حقیقت دیگه انگیزه‌ای واسه زندگی نداشت:)

_اصلا موندم چرا باید تو فصل ۴ ، اونایی که جهنم رو به چشم دیده بودن مثل گشت شناسایی، پشت ارن نمی‌ایستادن؟ با منطق جور در نمیاد. یعنی این همه آدم مرد، آخرش تک تک شخصیت‌هایی که انتظار می‌رفت پشت ارن باشن اومدن جلوش ایستادن! بابا میزاشتین همه رو نابود کنه ، چه دردتون بود؟ شدین غمخوار؟ دیگه هرچقدرم بد بوده باشه گذشته، نباید یادشون می‌رفت که آزاد نبودن! خنگ خداها.

AOT>

جدا نمی‌دونم چرا همیشه شخصیت‌های خوبی تو انیمه‌ها میسازن که تو واقعیت اصلا نمیشه پیداشون کرد...

انیمه‌هام>>>>>>آدمها ...

_الان که داشتم ریواچ میکردم، به این نتیجه رسیدم از راینر بدم میاد. اصلا هم نفرتم برطرف نمی‌شه. یعنی خیلی خوب نقش بازی میکنه و وا نمی‌ده. البته نمی‌دونم شاید به لحاظ روانی مشکل داره که اینطوریه ( که صد‌درصد ، هیچ‌کس تو اتک سالم نیست ). ولی آخه... زیادی کثیفه... طبیعتا بعد از این همه مدتی که پیش نژاد خودت زندگی کردی، باید میفهمیدی که بابد طرف کی باشی، کیا اسیرت کردن، چه رنج‌هایی رو به چشم دیدی، روت اثر نکرد مرد؟! چرا آخه.

_کلا نمی‌دونم ولی انتظار داشتم اینایی که حداقل جهنم شیگانشیا و جنگ رو دیدن(مثل راینر و برتولت و آنی) دیگه برنگردن سر مسیر قدیم. چون کاملا واضح بود دنیا داره ازشون استفاده میکنه تا نسل خودشون رو منقرض کنه.

_نه جدا آیساما تو چی ساختی؟

AOT

جدا AOT شاهکاره!

مطمئنم تا سالهای آینده هیچ انیمه ای مثلش پیدا نمیشه.

خوب قسمت های آخر رو به ذهن بسپارید ، چون تا مدت ها قرار نیست همچین شاهکاری به این نحو پیدا بشه :))

AOT

از وقتی یه سینمایی رو دیدم یه حس و حال خاصی پیدا کردم که به هیچ وجه از بین نمیره . همراهمه . منو یاد خود قبلیم انداخت . یکی از علایقم رو زنده کرد... و عجیب غریب نمیخوام ایندفعه یادم بره که چقدر هنوز دلم میخواد جهان رو بشناسم .

- دلم میخواد اتک ریواچ کنم . استارتش رو فردا یا پسفردا میزنم. ( بریم برا بار سوم و چهارم !)

- یه ادیت از ارن دیدم که دستاشو باز کرده و میگه " ما آزادیم " ...

اینقدر بغضی شدم ... حسی که این انیمه روی روحم به جا گذاشت همیشه موندگاره ...

پ.ن : یجوری سر آهنگاش قفلی ام.=)

پ.ن 2 : دلم ناروتو میخواد-_-

پ.ن3 : امیدوارم که مهرماه فصل 2 ، 86 تایید شه ... اونم با a-1 pictures . اون وقت مطمئنم هیچ چی نمیتونه باهاش رقابت کنه.

386

امروز یه ساعت دیدم که شبیه Divergence Meter توی استینز گیت بود و وای خدا میخوامش :")

-اینقدر دلم میخواد انیمه های قدیمی رو ریواچ کنم. بعضی انیمه هایی که هر فصل میاد واقعا نمیتونم درکشون کنم مثل Kanojo, Okarishimasu . واقعا انیمه هایی گاهی ساخته میشه که ارزشی نداره ... این مشکل توی مخاطب های انیمه داره... هرچی مخاطب بیشتر داشته باشه ساخته میشه . برای همین مثلا نمیان روی انیمه هایی مثل 86 اونقدرا سرمایه گذاری کنن که ساختش سخت تره ...! steins gate هم دل آدم رو سوزوند بدجایی تموم شده . فکر هم نمیکنم بیادش ...

385

انشالله فقط من نیستم که از "طرز" فکر گتو خوشش اومده. دقت کنید "طرز" فکر . نه اینکه چون خیلی کراشه.

378

اندینگ ِ Vanitas >>>>> .... کلیک +

خیلی مسخره بازیای انیمه زیاده ولی دوسش داشتم :) فکر میکنم ازیناس که میخواد غم کرکترها رو زیر یه لایه کمدی مخفی کنه .

بعدشم تیم ِ نوئه و وانیتاس فوق العادس. بعد نوئه یکم واسم عجیب و غریبه ، یچیزاییش رو درک میکنم. دسته بندی ای به اسم خون آشام و انسان نداره! دشمنش کسیه که به عزیزانش آسیب بزنن . همش همین! این خیلی قشنگ بود.

376

" ضمیمه پست 373 "

خیلی جاها دیدم که گریفیث رو بهتر از یوهان میدونن . ( حتی خیلیا ندیده هم طرفدارشن :)) ). به لحاظ شخصیت منفی بودن و آنتاگونیست بودن از یوهان بهتر میدونستنش. انیمه مانستر رو کامل دیدم ، برزرک هم تا حدی اسپویل شدم و چندین قسمت دیدم. چیزی که واسم روشن و واضح بود : یوهان اصلا قابل مقایسه با این بچه نیست .

حالا بعضی ها بریزن سر من ، بگن وای نه مانگاش عالیه مانگاش فلانه ... آره . مانگاش خیلی دارکه ، هرچی که بگیم توش داره ، من خودم اعصابم خراب میشد میخوندم یا میدیدم . اما قرار نیست که وقتی همه افتضاحات رو یجا بزارن ، شخصیت منفی تری از طرف بسازه .

اول اینکه گریفیث کاملا شخصیت بدی نداشت . بیشتر بهش میخوره جاه طلب باشه ! جاه طلبی باعث میشه حریص تر بشه . اما از اول بد نبود . همین که با گاتس دوست میشه ، دنبال اضافه کردن هم تیمی هاشه ، گاتس رو به تیم اضافه میکنه و با یه استراتژی خوب اونو محبوب میکنه(!) . نمیدونم یعنی کسایی که این دوتا رو مقایسه میکنن ، ندیدن که یوهان کلا از بچگی خاص بود؟ یعنی میخوام بگم یوهان اینطور نبود بخواد دنبال دوست پیدا کردن بره . خودش بود و خودش . نهایتا خواهرش واسش مهم بود. شخصیت مستقلی داشت .

گریفیث آدم وحشتناکیه و اینطور شناخته شده چون کارهای وحشتناکی میکنه احتمالا . ولی روند کاری یوهان بشدت خطرناک تره. کاری که گریفیث میکنه با جسم آدمیزاده. جسم رو نابود میکنه و در نهایت مغز میشکنه .اما یوهان کاری که میکنه با روانه. اصلا تا حالا دیدن یوهان دست به اسلحه برداره یا مستقیما خون بریزه؟

مورد های بعدی اینه که :یوهان کلا دنبال قدرت نبود تو این دنیا و جاه طلب نبود . یوهان دنبال نابود کردن بود. نه جاه طلبی هاش. بعد اصلا تفکر یوهان از پوچ گرایی میومد .یجوری بود انگار ارزشی نداشت این چیزای دنیوی و مادی حتی زندگی!

اینم بگم ، بین یوهان ( آنتاگونیست ) و دکتر تنما (پروتاگونیست) چالش زیاد وجود داشت ! یوهان قشنگ تنما و عقاید و باورهاشو داشت به چالش میکشید و عجیب غریب با هم تنش داشتن.

ولی چنین چیزی رو بین گاتس و گریفیث اصلا حس نمیکنم . باشه هم خیلی کمه ...

-از یه نفر که مانگا هم خونده بود پرسیدم . اونم فرمودن که اونقدر قوی نیست این تنش و چالش بینشون.

373

از سکوت لذت بخش تر نداریم...

پ.ن : دیدم که گریفیث رو از یوهان بدتر میدونن . مانگا رو نخوندم . انیمه هم کامل ندیدم اما میتونم بگم اشتباه میکنن... شک نکنن که اشتباه میکنن...

The MANIPULATOR got MANIPULATED

INFJ محبوب ِ من یوهان لیبرت ـه :)))

اصلا این بشر ، یه تنه با هیتلر میتونه دنیا رو نابود کنه.

بعد از یوهان فکر میکنم خفن ترین INFJ توی ِ انیمه oshi no ko باشه. که بشدت شخصیتش رشد کرد توی مانگا و عجیب غریب ترسناکه. خیلی هم هیت میگیره اینم بگم ( منطقی نیست دلایل هیت گرفتنش LOL )

حتما تو کلیشه ها شنیدید که INTJ ها چقدر ترسناکن و چمیدونم میتونن از آدم ها استفاده کنن در راستای اهدافشون . تو این انیمه یه دختر INFJ داریم که اینارو میفهمه و به قول ِ یکی The MANIPULATOR got MANIPULATED .

368

وقتی از کیفیت انیمه و رنگ ها حرف میزنم :

330

این مدتی که تقریبا چیزی نمی نوشتم ، در حال دیدن انیمه های در حال پخش بودم که واقعا ایده ای هستش که مثل شمشیر دو لبه میمونه . از یه طرف خوبه ، از یه طرف بد.

انیمه هایی که میبینم :

My Love Story with Yamada-kun at Lv999

oshi no ko

Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba

Hell's Paradise: Jigokuraku

Heavenly Delusion

یه روزایی واقعا از انتظار کشیدن متنفر میشم ، مثل این هفته ای که گذشت و قسمت جدید اوشی نو کو ، تاخیر خورده بود. دقیقا جای حساسش!

توی هر فصل یه انیمه کمدی/عاشقانه باید باشه و ازونجا که من هر فصل چندتا انیمه آنگوینگ هم میبینم ، به نظرم داستان ِ یامادا و آکانه ، بهترین عاشقانه و برش زندگی بود . بعد ازون هوریمیا ! البته از هوریمیا خیلی حذفیات داشتن که امیدوارم این کار رو برای مانگای انیمه ی اول نکنن !

اوشی نو کو! به پیشنهاد خودم ندیدمش! قطعا اگر نگاه میکردم به ژانرش هم هیچ وقت نمیدیدم یا اگر میدیدم ، الان نمیدیدم. میزاشتم توی لیست ، تا شاید ماه ها بعد ببینمش. اما خب با دیدن قسمت اولش واقعا برق از سرم پرید و قسمت های بعدش که نرمال بود و 6 که جدا پرفکت بود و 7 هم نگم ... قلب هارو تکون داد... انیمه ی معروفی شده ، نمره اش هم بالای 9 رفته . راستش رو بگم من زیاد از انیمه های تناسخ طور خوشم نمیاد ... و خب خیلی دنبال دلیل بودم که بشینم این انیمه رو ببینم ، جدای از تعاریفی که میشد ، به سرم زد و یهو ازون کارهای قدیمی (!) کردم . رفتم تایپ MBTI کرکترهاش رو چک کردم و کل انیمه رو بگم به عشق ِ آکانه شروع کردم به دیدن باورتون نمیشه :) ( چرا میگم کار قدیمی ؟ چون زیاد مثل قبل سعی نمیکنم خودم رو با این کلمات توصیف کنم... درست بعد ازینکه تست فانکشن دادم و ... ) . اوپنینگش خیلی ترند شد . واسم جذابیت داره و میتونم بگم یه مدت مدام گوشش میکردم . البته فقط نسخه ژاپنیش.

آکانه ! شبیه ترین کرکتر من شاید توی دنیای انیمه ! حتی مدل موهاشم الان شبیه مدل موی منه D: . یه INFJ ، بازیگر نابغه ، اسمش هم نگم... از اسم های موردعلاقمه .رنگ موهاش ؟ مورد علاقمه ! اصلا این دختر همه چی تمومه ... این رو من قلبا باور داشتم! تا اینکه انیمه هم بهم ثابت کرد ! عجیب غریب زیباست این دختر واسم... مطمئنم اگر کرکتر دیگه ای بود با وجود ِ نقص هاش ، اینقدر توی چشمم زیبا نبود ! اما وقتی به خودم اومدم و دیدم ، من واقعا ازین شخصیت خوشم اومده... چون شبیهمه ... این همه به خودم تنفر می ورزیدم و فهمیدم من ، چیزی که هستم ، چیزهایی که تجربه کردم ، چقدر باعث میشن که تو چشم خودم جذاب بنظر بیام . ( از دلایل انیمه دیدن ؟ دیدن انعکاس خودم توی کرکترها! )

و شیطان کش. فقط بخاطر فایت هاش میبینم انصافا ... و اینکه اینقدر وسط فایت یهو فلش بک میزنه گذشته ، مغزم رو آزار میده . من رو یاد سوباسا میندازه که دوساعت توپ توی هوا بود و ... . حالا وسط فایت یارو کل گذشته اش یادش میاد ! لامصب من منتظر ادامه ی فایتم و گذشتت فعلا واسم اهمیتی نداره! منطق انیمه اینه که این ها توی صدم ثانیه یاد یارو میوفته ولی خب خبر نداره حدود 10 دقیقه مارو ول معطل میکنه :))

حالا یکی میاد میگه : بلولاک هم همین بودا ! نه عزیزجان! کرکترهای بلولاک ( خصوصا ایساگی ) فلش بک نمیزدن ، درسته با خودشون زیاد زر میزدن ولی فلش بک نبود ! داشت موقعیت رو تحلیل میکرد . این با اون فرق میکنه.

هلز پارادایس ، چیزی ندارم درباره اش بگم فقط دلم میخواست بیشتر روی فایت هاش کار میکردن .

و آخری. ترکیبی از ناکجاآباد موعود و دارلینگ این د فرنکس. انیمه جالبیه . موزیک های بک گراندش و کیفیتش رو دوست دارم . فقط از آرت استایل (؟) انیمه زیاد خوشم نمیاد .

خب فعلا همین ها!