345

سوال :

رفتار درست ، بعد از تجربه ی شکست چیه؟

درموندگی یعنی هیچ کاری از دست خودت برای خودت برنیاد...

343

-Again.Sky.

جسم و روحم خسته اس.

تحمل این حجم از آدمها و احساسات ، باعث خستگی زیادم شده.

جواب دادن به سوال ( خوبی؟ چطوری ؟)

باعث نمیشه که حالم بهتر شه. باعث نمیشه هم به حرف بیام و از خودم و چیزایی ک دیدم و تجربه کردم حرف بزنم. فقط باعث میشه اگر دلخوری ای از سوال کننده دارم، به بدترین شکل ممکن روی زبونم بیاد... چون ظرفیتم پر شده ، برای حمل کردن همه چیز ظرفیتم پر شده...

آره.

نه من جدا حوصله ی آدم ها و توضیح دادن بهشون رو ندارم.

اگه خودشون فهمیدن که فهمیدن . نفهمیدن هم به جهنم.

امروز...

هیچ حسی ندارم ازینکه بینمون نیستی دیگه...

ولی اینو بدون همیشه برام محترم میمونی...

کی میدونه؟

توی سخت نگرفتن به خودش هم سختگیره! اینطوره که یهو به خودش میاد و میبینه همه چی از هم پاشیده !

Q2

پذیرش چگونه باعث پیشرفت و رشد ما میشه؟

Q1

یه سوال مهم...

تکامل یا تکرار؟

مرگ من رو متاثر نمیکنه...

دیروز وقتی نفس هاش رو میشمردم، و با ثانیه شمار مدتی که نفس نمیکشید رو میشمردم، یا وقتی که دستشو گرفتم و ماسک اکسیژن رو با تردید روی بینیش درست کردم، ناراحت نبودم... بی احساس نیستم... فقط داشتم به این فکر میکردم قراره چقدر دیگه زنده بمونم؟ قراره زندگیم چقدر پر معنی باشه؟ قراره چقدر دیگه عمر کنم حالا که ۲۱ سالمه؟

331

Oh, simple thing, where have you gone?

I'm gettin' old, and I need something to rely on

So, tell me when you're gonna let me in

I'm gettin' tired, and I need somewhere to begin...

#mood

​somewhere only we know

330

این مدتی که تقریبا چیزی نمی نوشتم ، در حال دیدن انیمه های در حال پخش بودم که واقعا ایده ای هستش که مثل شمشیر دو لبه میمونه . از یه طرف خوبه ، از یه طرف بد.

انیمه هایی که میبینم :

My Love Story with Yamada-kun at Lv999

oshi no ko

Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba

Hell's Paradise: Jigokuraku

Heavenly Delusion

یه روزایی واقعا از انتظار کشیدن متنفر میشم ، مثل این هفته ای که گذشت و قسمت جدید اوشی نو کو ، تاخیر خورده بود. دقیقا جای حساسش!

توی هر فصل یه انیمه کمدی/عاشقانه باید باشه و ازونجا که من هر فصل چندتا انیمه آنگوینگ هم میبینم ، به نظرم داستان ِ یامادا و آکانه ، بهترین عاشقانه و برش زندگی بود . بعد ازون هوریمیا ! البته از هوریمیا خیلی حذفیات داشتن که امیدوارم این کار رو برای مانگای انیمه ی اول نکنن !

اوشی نو کو! به پیشنهاد خودم ندیدمش! قطعا اگر نگاه میکردم به ژانرش هم هیچ وقت نمیدیدم یا اگر میدیدم ، الان نمیدیدم. میزاشتم توی لیست ، تا شاید ماه ها بعد ببینمش. اما خب با دیدن قسمت اولش واقعا برق از سرم پرید و قسمت های بعدش که نرمال بود و 6 که جدا پرفکت بود و 7 هم نگم ... قلب هارو تکون داد... انیمه ی معروفی شده ، نمره اش هم بالای 9 رفته . راستش رو بگم من زیاد از انیمه های تناسخ طور خوشم نمیاد ... و خب خیلی دنبال دلیل بودم که بشینم این انیمه رو ببینم ، جدای از تعاریفی که میشد ، به سرم زد و یهو ازون کارهای قدیمی (!) کردم . رفتم تایپ MBTI کرکترهاش رو چک کردم و کل انیمه رو بگم به عشق ِ آکانه شروع کردم به دیدن باورتون نمیشه :) ( چرا میگم کار قدیمی ؟ چون زیاد مثل قبل سعی نمیکنم خودم رو با این کلمات توصیف کنم... درست بعد ازینکه تست فانکشن دادم و ... ) . اوپنینگش خیلی ترند شد . واسم جذابیت داره و میتونم بگم یه مدت مدام گوشش میکردم . البته فقط نسخه ژاپنیش.

آکانه ! شبیه ترین کرکتر من شاید توی دنیای انیمه ! حتی مدل موهاشم الان شبیه مدل موی منه D: . یه INFJ ، بازیگر نابغه ، اسمش هم نگم... از اسم های موردعلاقمه .رنگ موهاش ؟ مورد علاقمه ! اصلا این دختر همه چی تمومه ... این رو من قلبا باور داشتم! تا اینکه انیمه هم بهم ثابت کرد ! عجیب غریب زیباست این دختر واسم... مطمئنم اگر کرکتر دیگه ای بود با وجود ِ نقص هاش ، اینقدر توی چشمم زیبا نبود ! اما وقتی به خودم اومدم و دیدم ، من واقعا ازین شخصیت خوشم اومده... چون شبیهمه ... این همه به خودم تنفر می ورزیدم و فهمیدم من ، چیزی که هستم ، چیزهایی که تجربه کردم ، چقدر باعث میشن که تو چشم خودم جذاب بنظر بیام . ( از دلایل انیمه دیدن ؟ دیدن انعکاس خودم توی کرکترها! )

و شیطان کش. فقط بخاطر فایت هاش میبینم انصافا ... و اینکه اینقدر وسط فایت یهو فلش بک میزنه گذشته ، مغزم رو آزار میده . من رو یاد سوباسا میندازه که دوساعت توپ توی هوا بود و ... . حالا وسط فایت یارو کل گذشته اش یادش میاد ! لامصب من منتظر ادامه ی فایتم و گذشتت فعلا واسم اهمیتی نداره! منطق انیمه اینه که این ها توی صدم ثانیه یاد یارو میوفته ولی خب خبر نداره حدود 10 دقیقه مارو ول معطل میکنه :))

حالا یکی میاد میگه : بلولاک هم همین بودا ! نه عزیزجان! کرکترهای بلولاک ( خصوصا ایساگی ) فلش بک نمیزدن ، درسته با خودشون زیاد زر میزدن ولی فلش بک نبود ! داشت موقعیت رو تحلیل میکرد . این با اون فرق میکنه.

هلز پارادایس ، چیزی ندارم درباره اش بگم فقط دلم میخواست بیشتر روی فایت هاش کار میکردن .

و آخری. ترکیبی از ناکجاآباد موعود و دارلینگ این د فرنکس. انیمه جالبیه . موزیک های بک گراندش و کیفیتش رو دوست دارم . فقط از آرت استایل (؟) انیمه زیاد خوشم نمیاد .

خب فعلا همین ها!

329

فکر میکنم بهتر باشه جای پاک کردن دوباره ی آرشیوام ، اون رو صرفا مرتب کنم . پست هارو پاک نکنم و بزارم ردی ازشون بمونه ... ( خود پست رو پاک نمیکنم )

اینطوری برای ذهنم هم بهتره ، بجای اینکه خودم به این آشفتگی و وسواس دامن بزنم ، فقط سعی کنم بپذیرم که طبیعیه گاهی همه چیز از دستم خارج بشه و بهم بریزه... حتی اگر وبلاگم باشه...

دیگه فکر نکنم این چیزی باشه که بتونم پنهون کنم از اطرافیانم و کسایی که این وبلاگ رو میخونن :)

پی نوشت : شاید هم دلم میخواد این هارو نگه دارم ، ردی ازین روزها بمونه ... تا یادم بمونه چقدر قوی و قدرتمند بودم... به اینکه میتونم در نهایت به روال سابق برگردم ... و زندگی همینه... بالا و پایینی داره ^^

دوباره

:))) وای دارم دچار فروپاشی ذهنی میشم... خیلی وقته اینطور نشدم.

نمیدونم...

من از دوست هام بدم نمیاد ... من از همین پنج نفری که میشناسم بدم نمیاد و اصلا دلم نمیخواد ارتباطم رو باهاشون کم کنم و اصلا ربطی به اونها نداره،

ولی من آلرژی دارم به فضای مجازی، به صحبت کردن، به این چیزها...

نمیدونم چرا بعدش اینقدر حالم دگرگون میشه.

برای اویی که سه حرف بیشتر ندارد!

من زیبایی رو ، درون تو دیدم ای مقدس ترین بخش زندگی من!

همیشه همینقدر بد عمل میکنم.

میگم پست ها بهم ریختس، بدون مرتب کردنشون پست جدید میندازم و به این بهم ریختگی ادامه میدم.

واقعا آفرین ب خودم.

آره خلاصه.

اون سری یکی برگشت گفت چرا پیام هارو نمی بینی؟

گفتم چرا میبینم اغلب، یوقتایی ولی یادم میره جواب بدم یا می بینی بعد از چندساعت جواب درست و حسابی میاد به ذهنم که دیره دیگه.

انگار درکم میکرد. قضیه اونجا جالب شد که نتیجه گرفتن من وقتی پیامهارو باز میکنم که آمادگی جواب دادن داشته باشم یا ( بخوام ) جواب بدم! و برای همین ئه غالبا پیام هارو باز نمیکنم:))

About me in Mbti

نقطه ضعف یک infj ؟ با خودش مهربون نیست ‌.

(آفرین درسته!)

:: یک‌ infj از اون دسته ادماس که عصبانیتش رو به طور مستقیم نشون نمیده ولی از حرکات و رفتارش میتونی خیلی راحت متوجه عصبانیتش بشی مثلا infj اینجوریه که به جای داد زدن میره اتاقش رو تمیز میکنه یا پرخوری عصبیش خودش رو نشون میده یا اصلا ممکنه اکانتش رو دلیت بزنه.

(آفرین این یکی هم خیلی درست تره!)

این پست های اخرم خیلی بهم ریختس:)

مثل اینکه باید آرشیو رو مرتب کنم.

چیزی که هستم!

من خیلی آدم ساکتی بنظر میام غالبا ، و زیاد هم خوشحال نیستم . شاید هم اینطوری برداشت کنید که هیچ حسی ندارم و حتی دعوتم کنید بریم شهربازی و تموم طول بازی ها دنبال ری اکت از من باشید . معمولا هم هیچی برای گفتن ندارم اما موقع ِ حرف از انیمه های مورد علاقه ام یا سکانس هایی که دوسشون دارم منو دیدین؟

پ.ن : دیروز یکی وسط تحلیل انیمه ای که میکردم بهم گفت که کلا infj ها یک شخصیت نیستن ، چند شخصیت متفاوت همزمانن.

حالا این منظورش لزوما همه این تایپی ها نیست. درباره من صحبت میکرد بخوام واضح بگم...

why

این همه از NF, گفتم

حالا اگه یه آهنگ بودم : leave out all the rest .

fact

- هیچ چیز رو احساس نکردن شبیه رو برگردوندنه، نمی تونم باور کنم که نادیده گرفتن احساسات، قوی ترت کنه. شجاعت واقعی رو به رو شدن با احساساته.

-hell's paradise

هم احساسات هم منطق.

-بجای تفکیک کردن هرچیزی به دو قسمت زن و مرد، قوی و ضعیف، تو مفاهیم متضاد رو به عنوان بخشی از خودت پذیرفتی. تو تجسم میانه‌روی هستی.

-به جای اینکه هرچیزی رو به دو بخش قسمت کنی، همون چیزی که هستن رو قبول کن...

-Hell's paradise