IXXJ

میدونستم که ممکنه طبق شرایط عوض شده باشم یا در حال نوسان باشم، یا حالا تو گریپ و این چیزا باشم، ولی د ِ آخه ISTJ؟

دمم گرم خدایی. دیگه واقعا inxj هم نیستم. Ixxj بزنیم سنگین تره.

پ.ن: تا یکی دو سال آینده دیگه این چرندیات هم گنجایش بیان نداره ، xxxx میشم.

433

بهم گفت : تو هیچ وقت به همراهی نیاز نداشتی ، چون همراهت درونتـه ... همون صدای ضعیفی که میشنوی ... ( همون من ِ سبزم ... )

و ما در نهایت آدم هایی بودیم که ، انسان هارو دوست داشتیم ، ولی ازشون فاصله میگرفتیم.

432

بهش گفتم : نمیدونم ، گاهی از خودم میپرسم که الان باید چه احساسی داشته باشم؟

گفت : همین سوالی که میپرسی ، یعنی داری احساساتت رو فیلتر میکنی...

و من اون لحظه نمیدونستم چی باید بگم...

گفتم : اگر دشمنی نداشته باشی ، چیز عجیبیه... آدم نمیتونه با همه دوست باشه...

یه مدت بود خوب ژورنال میکردم و جدولهام پُر میشد. نمیدونم از PMS چی داشت که هی گند میزد به برنامه هام.

بریم که شروع دوباره داشته باشیم...!

It's all about Time!

خدایاشکرت.

به طرز وحشتناکی باز حس هام داره واقعیت پیدا میکنه ،

هر کسی که در برخورد اول ازش خوشم نیومده یا وایب درستی بهم نداده ،

فقط زمان بهم ثابتش کرده !

-بعد شما میگی به احساساتت اهمیت نده؟! دادا ببین بهترین رفیقم همین حس بوده !

-خلاصه اینکه به خودم میگم " به خودت شک نکن دختر ! "

نکته مهم تر!

اصلا همین که بتونی "شخصیت" رو از "مود" جدا کنی، هنر کردی دوست عزیز!

به همین سادگی!

وقتی تغییر شخصیت میدم و قضاوت میشم ،

کلی احساسات مختلف دارم ،

در هر صورت اینو میبینم که با کیا در طرفم.

تکلیف رو مشخص کنید.

من نفهمیدم آخر چی دوست دارن مردم ؟

ترول کنم و باهاتون بخندم یا باهاتون جدی باشم ؟

در هر صورت که افکار سطل زباله ای دارید...

- از دلایلی که باید یادم بمونه " چرا نباید با آدم ها ارتباط گرفت " -

سطح فکری شماره 2 :

چرا فکر میکنید ، لایق این هستید که خود واقعی آدم هارو ببینید؟

-

سطح فکری:

کسایی که جدی هستند نیازی به کمک یا محبت ندارند.

تفکرات خودتون رو به سطل زباله هدایت کنید و دست بردارید از قضاوت کردن و ریدن به شخصیت خودتون در اینطور مواقع.

توی برخورد اول حیوان نبودن هنر بزرگیه.

وقتی یکی بهم میگه " خیلی یخی خودت رو درست کن " ...

دلم میخواد با مشت بزنم توی دهنش...

تکه هایی از ماه

این احساسات رو به ذهنم میسپرم ،

به قلبم ،

هرروز هم روش بنزین میریزم.

شعله ور ترش میکنم.

یا خودم رو میسوزونم ، یا دنیا رو.

زمان از دستم در رفته !

ولی حالا کاری نداریم ، اما شهریور عزیز ، مگه سگ افتاده دنبالت ؟!

دو دقیقه بایست ببینم چندمه ...

418

+ خوشم میاد که غیرقابل پیش بینی باشم ،و درست همونجا که آدم ها فکرشو نمیکنن ، متوجه یک چیزهایی میشم...

+ هرکسی جلو من حرف میزنه باید بدونه هیچ چیز از چشمم دور نمیمونه...

باید کاری کنیم به حال خودمان !

it's me

آره Infj میتونه ساعت ها باهات حرف بزنه و وقت بگذرونه‌ اما تو حتی متوجه نشی که چقدر زیاد ازت بدش میاد...

-تایید میکنم...

ول کنید... ول کنید...

یکی نتفلیکس رو از ساخت لایو اکشن ها و انیمه ها بکشه بیرون . بره همون سریال های چرت تینیجریش رو بسازه .

چرا ول نمیکنه حیوون.

413

بشر علیه بشر ...

نگاه های غمگین ِ میکاسا ...

نگاه های غربت زده و پر از درد ِ آرمین که میگه " پس دنیا از دید ِ تو اینطوری بود ؟ " ...

یخ بودن ، سرد بودن ِ ارن ...

تعلل جان توی کشتن ِ آدم ها :) ...

مصمم بودن ِ دختر ِ قوی و شجاعمون ساشا ...

درد داره ... همه چیه این قسمت درد داشت ...

آخه لعنتیا شما الدیایی ها الان باهمین ... بخاطر ِ کی با هم نوعتون می جنگین ؟

وای از تو آرمین ...

دیدی پشت ِ دیوار ها و اقیانوس ها هیچ چیز جز هم نوع ِ دُشمن نبود ؟!

بعد از ناروتو ، دومین کرکتریه که دوست دارم محکم بغلش کنم بگم ناراحتیت برای ِ من پسر ِ خوش ذوق و کنجکاو ِ داستان ... که رویاهات تلخ شد!

سه شنبه ۱۳۹۹/۱۱/۰۷

412

نمیدونم چرا ازین عکسها خوشم اومد... تازگیا از اروین هم خوشم اومده . نه بخاطر جذابیتش . بخاطر اینکه فرمانده ی خوبی بود ... و به یه ورمه هیت بدن . اروین از اوله اول هم به سربازا میگفت که ممکنه بمیرین . تو این راه هیچی جز از دست دادن نیست . هرکی میخواد بمونه هرکیم نمیخواد بره . و وقتیم موقع جنگ بود هیچ وقت از کارش و تصمیماتش عقب نکشید ... و همچنان روحیه سربازا رو بالا نگه داشت .

دیروز قسمت 12 فصل 2 اتک رو دوباره دیدم و فلش بک زدم به قسمت یازده ، وقتی که اروین یه دستشو از دست داد و طعمه شده بود ، وقتی سربازا با ترس به فرماندشون نگاه میکردن که گیر یه غول افتاده ، اون فریاد بلندی زد " به جلو نگاه کنین . بریـن "

خیلی این صحنه ها تکونم میده . اروین تا آخر لحظه ای که بود پا به پای سربازا جنگید و مرد . اینکه هیت میدن ، درک نمیکنم ینی الان خودش به خوبی و خوشی زندست ؟؟؟

خیلی دلم میخواست یه فرمانده ای مثل اروین داشته باشم. اروین روی جسد های زیادی ایستاده ... ولی همه اینا خواست ِ ادمای از دست رفته ها بود ...

انیمه زیاد روی دردهایی که اروین کشید تمرکز نکرد ... ولی همون قسمت هاییم که میگفت نمیخواد این همه کشتار بی نتیجه بمونه بدجور تو ذهنم موند... این یعنی حس ِ مسئولیت ... مجبور بود به عنوان یه فرمانده قوی باشه ... حتی آخرین لحظه هم نزاشت لیوای احیاش کنه :)... آرمین رو بجاش احیا کردن که از سر تا پا سوخته بود ... و آرمین هنوز که هنوزه فکر میکنه اروین باید میبود ... هانجی که هانجیه و باهوش و محققه فکر میکنه مسئولیت سنگینیه که جای اروینو گرفته ... این یعنی ... آدم باید قوی باشه ... نه هوش نه مغز متفکر نه تحقیقات از یه آدم رهبر نمیسازه ... قوی بودنه که رهبر میسازه :)

من یه اروین و هانجی و لیوای تو زندگیم کم دارم ... بدجورم کم دارم ... این همه مینویسم که بتونم نفوذ کنم ... این همه تحلیل میکنم تا بتونم نفوذ کنم ... و بتونم حداقل اون ها رو درونم اگر پیدا کردم دستشونو ول نکنم ... :))

اروین ... برای دونستن حقیقت اشتیاق داشت ... هدفش همین بود ...

جنگیدن برای هدفو دیگه باید از کی ببینیم که حرکت کنیم ؟؟!!

پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۴

ریواچ و ریواچ و ریواچ

یه سری انیمه ها رو میزارم بعد از دیدن انیمه های سنگین و درامی مثل اتک ببینم ، ولی اینقدر به لحاظ احساساتی ، فکری و روانی ، پُر میشم که انگار تُهی میشم. تشنه تر میشم. تشنه ی یچیزی به خوبی ِ چیزهایی که دیدم ولی پیدا نمیشه و این اعصابم رو خورد میکنه.

و همیشه دیدن انیمه های طولانی حس ِ دلتنگی بهم میدن. خصوصا اگر از بچگی با اون کرکتر همراه شده باشم. بعد از ناروتو ، ارن یئگر دومین کرکتریه که اینقدر باعث میشه شدید تجربه کنم.

بعضی از انیمه هارو چندبار میبینم ، چون احساساتی رو باهاشون تجربه میکنم که تا حالا تجربه نکردم و با هیچ انیمه ی دیگه ای هم تجربه نکردم. یجور حس ِ تعلق ! حس ِ خونه بودن ...

-نمیدونم کی میخوان دست از چرت و پرت ساختن بردارن.یه جوجوتسو خوب بود این فصل ، که تاخیر خورده.

410

Hiroyuki Sawano حُکم ِ Toygar Işıklı رو توی ژاپن داره.

جفتشون یه آهنگ هایی میسازن که جدا خداوندا .

داریم.

ما تو اتک آدم بده نداریم؟ هرکی داستان خودشو داره ؟

آره اینو قبول داشتم تا قبل ازینکه ریواچ کنم و شاهد لذت بردن مارلی باشم از کاری که داشت با اونها میکرد !

آدم بده داریم خوبم داریم...

-اونی که دختربچه رو میده سگ بخوره ، خوبه ؟ چه داستانی داره که باعث میشه قضاوتش نکنم ؟ یا اونی که راست راست تو چشم هاشون نگاه کرد و گفت صلح و... کافی نیست یچیزی کم هست ! و لذت میبرد از غول کردن الدیایی ها ؟! حتی مجبور شدن از دینا بگذرن! که پسفردا دست بیشرف های مارلی نیوفته ! آدم بده نداریم؟ آره حتما ... -

408

اصلا کسی متوجه شد ارن وقتی فهمید اون سمت ِ دریا چه آدم های بی رحمی هستند ، جرئت نکرد بگه اون سمت ِ دیوار ما آزادیم؟!

کسی فهمید چطوری این همه درد رو تو فریادهاش جا داد ؟!

Eren !

شمام دیدید که ارن روز به روز لبخندش محو تر شد؟ دیدید که وقتی جهنم ِ داخل و بیرون دیوار رو دید به چه روزی افتاد ؟ شمام دیدید که از همه فاصله گرفت ؟ دیدید که نمیخواست کسی از دوستاش قربانی بشه ؟ دیدید که نمیخواست از رویای آزادیش دست بکشه ؟ دیدید که چطور تونست راینر رو درک کنه ؟ دیدید برق توی چشم هاش از بین رفت ؟ دیدید که میخواست دوست هاش طولانی عمر کنند ؟ دیدید یا نه؟

( شاید ارن یچیزهایی رو برنامه ریزی کرده باشه از قبل ... ولی رفتارهای مارلی رو که ارن برنامه ریزی نکرده بود ! پست فطرتی های اونارو که ارن برنامه ریزی نکرده بود ! ... )

Erwin & Eren

اروین : " چی جلوت میبینی ؟ فکر میکنی دشمن کیه ؟ "

ارن وقتی بچه بود : " تک تک غول ها رو میکشم... "

ارن چندسال بعد : " دشمن ما دقیقا کیه ؟ ما ... ما داریم با کیا میجنگیم؟ "

قشنگ انیمه سیرتکاملی شخصیت ارن رو نشون میده. هرچقدرم بگن ارن از قبل خودش این هارو برنامه ریزی کرده باشه. این اتفاقات... اجتناب ناپذیره...

و میخواستم که اون دنیا پاک بشه...

"دنیای اون سمت ِ دیوارها ، اصلا شبیه دنیایی که توی کتاب های آرمین بود " نبود "...

وقتی فهمیدم انسانیت(بشر) اون سمت ِ دیوارها وجود داره ،

من ... من خیلی ناامید شدم... "

-ارن یئگر

ملکه 👌

از هیستوریا هم خوشم نیومده بود که اومد .

یه ده دور دیگه اتک ریواچ کنم از دیوارای خونه ارن هم خوشم میاد نگران نباشید 😂

-اینقدری که لیوای قلب من رو به درد میاره هیچ کس به درد نیوورده-

ویس اکترا : ما داریم زحمت میکشیم. مشکلی داری؟ مشکلی داری؟

میدونم انگلیسی بعضیا خیلی خوبه ،

ولی انیمه رو دوبله انگلیسی نبینید ، نبینید ، نبینید !

و بعضیای دیگه دوبله فارسی نبینید ، نبینید ، نبینید !

نکنید ازین کارا . ویس اکترا رو واسه چی گذاشتن پس؟ نصف هیجان به صداهای اصلیشونه!

پ.ن : لعنتیا یه بار برید ویس اکترای ارن و لیوای و اروین رو ببینید :))